
مریم بشارتی
هماهنگ سازی زنجیره تامین دو سطحی با سیستم مدیریت موجودی توسط فروشنده و اعضای ریسک گریز با استفاده از قرداد تسهیم هزینه
- دانشجو
- مریم بشارتی
- استاد راهنما
- ابوالفضل کزازی
- استاد مشاور
- مقصود امیری
- استاد داور
- محمدتقی تقوی فرد, سیدمحمدعلی خاتمی فیروزآبادی
- رشته تحصیلی
- مديريت-گرايش مديريت توليد و عمليات
- مقطع تحصیلی
- دکتری تخصصی PhD
- تاریخ دفاع
- ۳۰ دی ۱۴۰۳
- ساعت دفاع
- چکیده
-
چکیده
زنجیره تامین مفهومی جدایی ناپذیر از رقابت و کسب و کار کنونی به شمار می رود. افزایش رقابت در دهه های اخیر به موضوعی قابل تامل در بازار تبدیل شده و این مساله باعث شده است که سازمانها علاوه بر ماهیت و مفهوم، در شکل و نوع رقابت خود با دیگران نیز تغییراتی بنیادی ایجاد نمایند. این تغییر در شکل و ماهیت رقابت را می توان در حالت های رقابت بین سازمانی و رقابت های بین زنجیره ای مشاهده و تحلیل نمود. در واقع در گذشته سازمانها استراتژی های رقابتی خود را حول محور مالکیت منابع و حفظ و محرمانگی اطلاعات می دانستند در حالیکه امروزه، معنای رقابت و موفقیت در بازارهای کنونی را در همکاری، هماهنگی اعضا و تشریک اطلاعات و منابع جستجو می نمایند و در همین راستا، در دهه های اخیر شرکت ها برای دستیابی به اطمینان از کارایی و پاسخگویی زنجیره تامین و رقابت پذیری به دنبال فرصتی برای همکاری با شرکای زنجیره تامین هستند. در واقع منظور از هماهنگی در زنجیره تامین، مدیریت وابستگی های بین اعضای زنجیره تامین و تلاش برای یکپارچه نمودن آنها برای رسیدن به اهداف تعیین شده می باشد. یکی از راههای ایجاد این همکاری و هماهنگی بین اعضای زنجیره تامین قراردادهای هماهنگساز میباشد که میتواند منجر به ایجاد یک مزیت رقابتی برای زنجیره تامین شوند.
از این رو پژوهش حاضر به دنبال هماهنگسازی و کمینهسازی هزینه های یک زنجیره تامین دو سطحی چندکالایی با یک تامینکننده و چندین خردهفروش تحت قراردادهای مدیریت موجودی توسط فروشنده و تسهیم هزینه میباشد. تقاضا در مدت تحویل در این پژوهش از نوع احتمالی میباشد و اعضای پایین دست زنجیره تامین مورد بررسی این پژوهش ریسکگریز و با سطوح ریسکگریزی مختلف میباشند که این مساله به شکل یک محدودیت در مدل ریاضی تحقیق نشان داده شده است. در مدل مذکور محدودیت فضای انبارش هریک از خرده فروشان و همچنین سقف اعتبار خرید آنها در نظر گرفته شده است. هدف مدل ریاضی ارائه شده، حداقل کردن کل هزینههای زنجیره تامین با تعیین مقادیر نقطهی سفارش و مقدار بازپرسازی به ازای هر کالا و برای هر خردهفروش میباشد. در نهایت با حل مسائل عددی به کمک نرم افزار GAMS در ابعاد مختلف و تحلیل حساسیت بر روی پارامترهای مساله و همچنین بررسی یک مورد مطالعه در صنعت ساختمان میتوان به این نتیجه رسید که با توجه به پارامترهای قراردادهای هماهنگ ساز زنجیره تامین می توان هزینههای زنجیره تامین را به گونهای موثر کاهش داد و همچنین مدل ارائه شده می تواند منجر به تولید راه حلی با هزینه های کل کمتر گردد و البته تاثیر ریسکگریزی اعضای زنجیره تامین بر هزینهها قابل توجه می باشد و منجر به افزایش هزینههای نگهداری، کاهش هزینههای کمبود و در نهایت افزایش هزینههای کلی زنجیره تامین می گردد.
- Abstract
-
Abstract
The supply chain is an integral concept in modern competition and business. In recent decades, the rise in competition has become a key issue in the market, prompting organizations to make significant changes not only in the nature and concept of competition but also in the structure and approach to competing with others. This transformation in the form and nature of competition can be observed and analyzed in both inter-organizational and inter-supply chain competition. Historically, organizations viewed their competitive strategies as centered around resource ownership and information confidentiality. However, in today's market, the definition of competition and success is rooted in cooperation, coordination among members, and the sharing of information and resources. Consequently, in recent decades, companies have sought opportunities to collaborate with their supply chain partners to ensure efficiency, responsiveness, and competitiveness within the supply chain. One of the ways to facilitate this cooperation and coordination is through coordination contracts, which can provide a competitive advantage to the supply chain.
This study, therefore, aims to coordinate and minimize the costs of a two-level multi-product supply chain consisting of a single supplier and multiple retailers under vendor-managed inventory (VMI) and cost-sharing contracts. The demand during the lead time is probabilistic, and the downstream supply chain members examined in this study are risk-averse, with varying levels of risk aversion, which is represented as a constraint in the mathematical model. The model also considers constraints on the warehouse space of each retailer and the credit limits for their purchases. The objective of the proposed mathematical model is to minimize the total supply chain costs by determining the optimal order points and reorder quantities for each product and each retailer. Numerical solutions to the model, obtained using GAMS software for various problem sizes, along with sensitivity analysis of key parameters and a case study in the construction industry, demonstrate that, based on the parameters of the coordination contracts, significant reductions in supply chain costs are achievable. Furthermore, the proposed model can lead to a solution with lower overall costs, while the impact of the risk aversion of supply chain members on costs is noteworthy, leading to higher holding costs, reduced shortage costs, and, ultimately, an increase in total supply chain costs.